پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴

دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد

چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد

دگری روی ز تیر تو اگر می‌پیچید

بمن انداز، که من دیده سپر خواهم کرد

خوبرویان همه گر در نظرم جمع شوند

من ندانم که به غیر از تو نظر خواهم کرد

اگر انکار کنندم به محبت همه خلق

تو مپندار کزین کار حذر خواهم کرد

پیش خورشید رخت غایت کوته نظریست

گر به خوبی صفت روی قمر خواهم کرد

من چو از پستهٔ خندان تو کامی یابم

طفل ره باشم، اگر یاد شکر خواهم کرد

اوحدی، عاشق اویی، ز سر جان برخیز

ورنه بنشین، که من این کار به سر خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۶چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۷جز لبم شرح میان او نکرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸دلم جز تو آهنگ یاری نکرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۰دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۱ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۲عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۳پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.