پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۳

نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد

کو چو لبت پسته‌ای به قند بر آرد

صید چو آن زلف چون کمند ببیند

پیش رود، سر به آن کمند برآرد

بر چمن و سبزه آفتی مرسادش

باغ، که سروی چنین بلند بر آرد

پیش من آن خاک پر ز لعل، که روزی

گرد خود از نعل آن سمند بر آرد

سینه سپند تو گشت و آتش سودا

تا به کجا بوی این سپند بر آرد؟

بر دل ریشم، شبی که دیده بگرید

خط تو آن را به ریشخند بر آرد

جان مرا چون محبت تو پسندید

گر ندهم، سر به ناپسند برآرد

بیخ که دست غمت به سینه فرو برد

از دل من شاخ پر گزند بر آرد

اوحدی از بند هر دو کون برآید

گر دل او را لبت ز بند برآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۵موی فشانم دگر عشق به درها ببرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶طراوت رخت آب سمن تمام ببرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷از عشق تو جان نمی‌توان برد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۸دل باز در سودای او افتاد و باری می‌برد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۹خاک آن بادیم کو بر آستانت بگذرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰به دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲باد بویی از دو زلفت وام کرد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.