پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰

به دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد

که دوست بر دل ما جور تا چه غایت کرد

لبش، که بر دل ما راه زد، جنایت نیست

دلم که آه زد از دست او جنایت کرد

بیا، که درد ترا من به جان خریدارم

اگر به سینه رسید، ار به جان سرایت کرد

لبت که آیت لطفست، قهر بر دل من

روا بود، چو به حکم حدیث و آیت کرد

کمینه پرتوی از صورت تو بتواند

هزار زهره و خورشید را حمایت کرد

کسی ندید رخت را، که وصف داند گفت

قمر نشان تو از دیگری روایت کرد

مگر ز بام رخت را مجاوران فلک

به آفتاب نمودند و او حکایت کرد

اگر به شحنه بگویند، شهر بگذارد

ستم، که نرگس مست تو در ولایت کرد

به عشق سرزنش و منع دل کفایت نیست

از آن که در همه عمر خود این کفایت کرد

نشان روی تو از هر که باز پرسیدم

میان عالمیانم نشان و رایت کرد

بریخت خون من از چشم و مردم از چپ و راست

درین حدیث که با اوحدی عنایت کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲باد بویی از دو زلفت وام کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳هوست معتکف خانهٔ خمارم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۴دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵وصف روی آن پسر خواهیم کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۶چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۷جز لبم شرح میان او نکرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸دلم جز تو آهنگ یاری نکرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.