پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱

ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد

دل را لبش ز تنگ شکر بی‌نیاز کرد

کافر، که رخ ز قبله بپیچیده بود و سر

چون قامتش بدید به رغبت نماز کرد

ای دلبری که عارض چون آفتاب تو

بر مشتری کرشمه و بر ماه ناز کرد

از درد دل چو مار بپیچید سالها

هر بیدلی، که عقرب زلف تو گاز کرد

با صورت خیال تو دل خلوتی گزید

وانگه بر وی این دگران در فراز کرد

پیوسته من ز عشق حذر کردمی، کنون

آن چشمهای شوخ مرا عشقباز کرد

کوتاه گشته بود ز من دست حادثات

زلف تو کار بر من مسکین دراز کرد

رفتی، پی تو پردهٔ خلقی دریده شد

این پرده بین، که بار فراق تو ساز کرد

پنهان بر اوحدی زده‌ای تیر چشم مست

نتوان ز پیش زخم چنین احتراز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳هوست معتکف خانهٔ خمارم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵وصف روی آن پسر خواهیم کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷جز لبم شرح میان او نکرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸دلم جز تو آهنگ یاری نکرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.