پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹

خاک آن بادیم کو بر آستانت بگذرد

یا شبی بر چین زلف دلستانت بگذرد

بعد ازین چون گرم شد بازار خورشید رخت

مشتری مشنو که: از پیش دکانت بگذرد

ابروانی چون کمان داری و خلقی منتظر

تا کرا دوزی؟ به تیری کز کمانت بگذرد

نام من فرهاد کردند از پریشانی، ولی

در زمان شیرین شود گر بر زبانت بگذرد

پیش تیر غم نشان کردی دلم را وانگهی

من در آن تشویش کان تیر از نشانت بگذرد

در ضمیر نازک اندیشت ز باریکی سخن

پیکر مویی شود تا بر دهانت بگذرد

نیست در عشق اوحدی را جز به زاری دسترس

وین نه پیکانیست کز برگستوانت بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲باد بویی از دو زلفت وام کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳هوست معتکف خانهٔ خمارم کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۴دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵وصف روی آن پسر خواهیم کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶چاره سگالیدنم فایده‌ای چون نکرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۷جز لبم شرح میان او نکرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸دلم جز تو آهنگ یاری نکرد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.