پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

خوش ولایت ها که در تحتِ امورِ اولیاست

مصرِ استغنا و رومِ فقر و بغدادِ رضاست

بخشِ ایران قسمِ عشق و قسم توران بخش عقل

در میان آمویِ حکمت هم روان و هم رواست

هم خراسانِ سلامت هم عراق عافیت

این یکی دارالقناعه آن یکی دارالشّفاست

در حدودِ مشرقِ افلاس می دانی که چیست

چینِ عدل و خلّخِ انصاف و فر خارِ صفاست

ملکِ هفت اقلیمِ عالم شش جهاتِ کاینات

پیش شاهِ همّت مردان طفیل یک گداست

باری الحاصل نگینِ مُهرِ وحدت امرِ اوست

باری القصّه زمینِ معرفت در ضبط ماست

عاقلان در حیرت اند از غیرتِ قهاّر عشق

تا نزاری را چنین ملکِ مسلّم از کجاست

عالم وحدت برون از هرچه اسمِ شَی بروست

ز اوّل فطرت میانِ عقل و عشق این ماجراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶عرق چین تو بویی بر صبا بست
  2. شمارهٔ ۱۹۷گر از خیال مرا با تو دوش صورت بست
  3. شمارهٔ ۱۹۸یارب مرا خلاص ده از هر چه غیر توست
  4. شمارهٔ ۱۹۹ای من غلام آنکه غلام غلام توست
  5. شمارهٔ ۲۰۰تو در آ خانه کیا کیست دگر خانهٔ توست
  6. شمارهٔ ۲۰۱گر بدانی چه در قنینه ی توست
  7. شمارهٔ ۲۰۲دیر شد تا در سرم سودای تست
  8. شمارهٔ ۲۰۳ای دل بدان که درد دل تو دوای تست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.