پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

باد از طرفِ شمال برخاست

معشوقه مشک خال برخاست

آشفته سهیلِ نیم خوابش

ناگه ز خمِ هلال برخاست

باز آرزویِ صبوح کردش

بازش هوسِ زلال برخاست

از سینه عودِ سوزناکش

فریاد زگوش مال برخاست

بیتی دو سه در بدیههء فکر

ز آن طبعِ شکر مقال برخاست

باد از رخِ گل نقاب برداشت

بلبل ز پیِ وصال برخاست

پیرامن آب سبزه بنشست

از طرفِ چمن نهال برخاست

خرّم تنِ آن که از پیِ عشق

با صبحِ خجسته فال برخاست

چندین شر و شور اهلِ دل را

از فتنهء جاه و مال برخاست

سوداست همه جهان و سودا

از وسوسهء خیال برخاست

در دستِ هوا زبون نزاری

نتوان زِ سرِ محال برخاست

زاهد که به پایِ چنگ بنشست

از معرضِ احتمال برخاست

آنجا که اسیرِ عشق بنشست

سلطان به صفِ نعال برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱یار باریک میان تا ز کنارم برخاست
  2. شمارهٔ ۱۳۲سرو کشمر که سمر گشت ز بستان برخاست
  3. شمارهٔ ۱۳۳به عهد حسن تو بس فتنه کز جهان برخاست
  4. شمارهٔ ۱۳۴همین که از برم آن سرو سیم تن برخاست
  5. شمارهٔ ۱۳۵همین که از برم آن سرو نازنین برخاست
  6. شمارهٔ ۱۳۶این سرو خرامان ز گلستان که برخاست
  7. شمارهٔ ۱۳۷چون جمله تویی بهانه برخاست
  8. شمارهٔ ۱۳۸هرگزت روزی هوای ما نخاست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.