پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۲

ختنی جمالی ای جام حبشی چه نام داری

بجز از خطی و خالی ز حبش کدام داری

ختنی است رنگ رویت حبشی است رنگ مویت

به میان این دو کشور به کجا مقام داری

حبشی سفید نبود ختنی نمک ندارد

تو سفیدی و به غایت نمک تمام داری

حبشی منم که بر تن همه سوخته ست جانم

ختنی تویی که بر تن همه سیم خام داری

سخن از حبش رها کن علم از ختن برآور

که هزار چون نزاری حبشی غلام داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۴دلبرا با ما سر پیوند داری یا نداری
  2. شمارهٔ ۱۱۹۵من نه آنم به حقیقت که تو می پنداری
  3. شمارهٔ ۱۱۹۶گر تو در این بیابان برگ سفر نداری
  4. شمارهٔ ۱۱۹۷گر سر و برگ بلای عشق نداری
  5. شمارهٔ ۱۱۹۸به بالینم فراز آمد میان خواب و بیداری
  6. شمارهٔ ۱۱۹۹بامن ای یار ندانم سر یاری داری
  7. شمارهٔ ۱۲۰۰بی می منشین اگر دلی داری
  8. شمارهٔ ۱۲۰۱نمی‌دانم چه بد کردم که نیکم زار می‌داری
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.