پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶۷

چه شورست این که در عالم فکندی

زلازِل در بنی آدم فکندی

به شش روز این همه بر هم نهادی

به روزِ هفتمین از هم فکندی

از آن دادی تحرّک آسمان را

که بنیادِ زمین محکم فکندی

ز خاکی آدمی را برگزیدی

پس آن گه‌کار با یک دم فکندی

ندا کردی به نوح و امّتش را

به طوفان و بردی و دریم فکندی

خلیلت را به آتش در نهادی

میانِ روضۀ خرّم فکندی

کلیم الله را از صحبت خضر

چنان در مشکلی مبهم فکندی

مسیحی را برون آوردی از غیب

گره بر رشتۀ مریم فکندی

روان کردی قیامت در رکابش

فغان در امّتِ خاتم فکندی

شهادت را میان نفی و اثبات

بجایِ سکّه بر درهم فکندی

منافق را چو بر تو معترض شد

به قهر اندر دهانش سم فکندی

موافق را به توفیق هدایت

فرازِ چشمه ی زمزم فکندی

نزاری را به نقدالوقت در حلق

زلالِ سرّ ِ جامِ جم فکندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶۹رسید جان به دهانم ز آرزومندی
  2. شمارهٔ ۱۱۷۰رسید جان به لبم از بس آرزومندی
  3. شمارهٔ ۱۱۷۱گسسته‌ای و نخواهی که باز پیوندی
  4. شمارهٔ ۱۱۷۲مرحبا مرحبا کجا بودی
  5. شمارهٔ ۱۱۷۳درآ اهلا و سهلا مرحبا کویی کجا بودی
  6. شمارهٔ ۱۱۷۴اگر زمام ارادت به دست ما بودی
  7. شمارهٔ ۱۱۷۵دریغا گر شبی روزی تو را پروای ما بودی
  8. شمارهٔ ۱۱۷۶اگر هیچ آن پری رخ را دمی پروای ما بودی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.