پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۴

بیار از آن لبِ شیرین‌تر از شکر بوسه

بده ز حقه ی لعل پر از گهر بوسه

به دوست کامی می در ده و چنان می خور

که می‌رسد متعاقب به یک دگر بوسه

گر از لبِ تو به یک بوسه رخصتی یابم

هزار بوسه کنم مستزاد بر بوسه

نخواهم از تو دگر صورتی مگر معنی

ندارم از تو دگر وایه‌ای مگر بوسه

بیار بوسه منه خوانِ خوردنی که بود

تفاوتی ز شکر پیره تا شکر بوسه

می رحیق چرا بر هلالِ ابروی دوست

ننوشم و نخورم از لب قمر بوسه

از این دو نیست برون گرچه هر دو با هم نیست

دوای دردِ نزاری می است اگر بوسه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۶ای رشک برده در باغ از عارض تو لاله
  2. شمارهٔ ۱۰۹۷از نَفَس دوست شد مریمِ جان حامله
  3. شمارهٔ ۱۰۹۸زهی از عنبر سارا نغوله
  4. شمارهٔ ۱۰۹۹غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانه
  5. شمارهٔ ۱۱۰۰گران‌جانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه
  6. شمارهٔ ۱۱۰۱مسلمانان دگرباره به کوی افتادم از خانه
  7. شمارهٔ ۱۱۰۲غریبا گر خبر داری ز خانه
  8. شمارهٔ ۱۱۰۳تا قدم در ره مردان ننهی مردانه
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.