پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۳

از برت می‌روم به ناچاره

طمع از جان بریده یک باره

تا کجا سر برون کند مجنون

که شد از کویِ لیلی آواره

از بلایی چنین که پیش آمد

بوده‌ام ترس‌ناک همواره

تا کند احتمالِ دردِ فراق

کو دلی بردبارِ خون‌خواره

ماه‌رویا بسوزم ار برسی

بر سر راه من به سیاره

از تو دارم طمع که یادآری

از نزاریِ زار بی‌چاره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۵زین پیش اگر مجنون دیوانه بُد اکنون که
  2. شمارهٔ ۱۰۹۶ای رشک برده در باغ از عارض تو لاله
  3. شمارهٔ ۱۰۹۷از نَفَس دوست شد مریمِ جان حامله
  4. شمارهٔ ۱۰۹۸زهی از عنبر سارا نغوله
  5. شمارهٔ ۱۰۹۹غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانه
  6. شمارهٔ ۱۱۰۰گران‌جانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه
  7. شمارهٔ ۱۱۰۱مسلمانان دگرباره به کوی افتادم از خانه
  8. شمارهٔ ۱۱۰۲غریبا گر خبر داری ز خانه
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.