پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۲

به دام عشق درآویختم دگرباره

ز شهر فتنه برانگیختم دگرباره

هزار بار همه خاکِ آستانة دوست

به خونِ دیده برآمیختم دگرباره

چو پیش ازین که برآشفته بودم از مردم

نفور گشتم و بگریختم دگرباره

نزاریا چه کنی قصّه هم چنان می‌گوی

به دامِ عشق درآویختم دگرباره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۴بیار از آن لبِ شیرین‌تر از شکر بوسه
  2. شمارهٔ ۱۰۹۵زین پیش اگر مجنون دیوانه بُد اکنون که
  3. شمارهٔ ۱۰۹۶ای رشک برده در باغ از عارض تو لاله
  4. شمارهٔ ۱۰۹۷از نَفَس دوست شد مریمِ جان حامله
  5. شمارهٔ ۱۰۹۸زهی از عنبر سارا نغوله
  6. شمارهٔ ۱۰۹۹غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانه
  7. شمارهٔ ۱۱۰۰گران‌جانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه
  8. شمارهٔ ۱۱۰۱مسلمانان دگرباره به کوی افتادم از خانه
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.