پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن

سخن گذشته گفتن گله را دراز کردن

گهی از نیاز پنهان نظری به مهر دیدن

گهی از عتاب ظاهر نگهی به ناز کردن

اثر عتاب بردن ز دل هم اندک اندک

به بدیهه آفریدن، به بهانه ساز کردن

تو اگر به جور سوزی ز جفاکشان نیاید

بجز از دعای جانت ز سر نیاز کردن

نه چنان گرفته ای جا به میان جان شیرین

که توان تو را و جان را ز هم امتیاز کردن

ز خمار می ندارم سر و برگ سجده بت

دل و خاطر پریشان نتوان نماز کردن

تو به خویشتن چه کردی؟ که به ما کنی «نظیری»

به خدا که واجب آمد ز تو احتراز کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
  2. شمارهٔ ۴۷۷مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن
  3. شمارهٔ ۴۷۸با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن
  4. شمارهٔ ۴۷۹بیمار بی‌دردی دلا درمان نخواهی یافتن
  5. شمارهٔ ۴۸۰غم از دل بر کران نتوان نهادن
  6. شمارهٔ ۴۸۱چند فارغ از نشاط درد و درمان زیستن
  7. شمارهٔ ۴۸۲عمر اگر باقی‌ست رنجش‌ها کهن خواهد شدن
  8. شمارهٔ ۴۸۳در چراغ حکمت از مغز خرد روغن مکن
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.