پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۳

امروز پیشت از غم خود دم نمی‌زنم

فارغ نشین که بزم تو برهم نمی‌زنم

انداختم به بردن شادی هزار کم

غیر از دو شش به باختن غم نمی‌زنم

نازم به این شرف که غلام محبتم

لاف نسبت ز نسبت آدم نمی‌زنم

صد ره سوار همتم از این و آن گذشت

با آنکه تازیانه بر ادهم نمی‌زنم

می‌سازم ارچه دست دغا بیش می‌کند

می‌بازم ارچه نقش وفا کم نمی‌زنم

امروز بهتر است «نظیری» جراحتم

آسوده‌ام که دست به مرهم نمی‌زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۵ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم
  2. شمارهٔ ۴۴۶سخن دوست گران بود فراوان کردم
  3. شمارهٔ ۴۴۷مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم
  4. شمارهٔ ۴۴۸هنر در شست و ناوک در کف و زه بر کمان دارم
  5. شمارهٔ ۴۴۹شکوه نقصان داشت فصلی از میان انداختم
  6. شمارهٔ ۴۵۰کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم
  7. شمارهٔ ۴۵۱ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم
  8. شمارهٔ ۴۵۲رخ نما تا رونما جان آوریم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.