پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم

شکوه‌ای در دل گره دارم که جان می‌سوزدم

پاس تن از دور می‌دارد شب هجر تو جان

بس که از داغ جدایی استخوان می‌سوزدم

جای شیون دود آهم از دهان سر می‌زند

بس که از سوز درون بر لب فغان می‌سوزدم

خواستم شمعی که از وی خانه‌ام روشن شود

وه چه دانستم که رخت و خانمان می‌سوزدم

مهربانان زودتر بخشید خونم را به او

بی‌گناهم کشته و از بیم آن می‌سوزدم

کرده‌ام در بی‌خودی آهی که از وی دور باد

کرد لب تب خال و از دل تا زبان می‌سوزدم

از که می‌نالد «نظیری»؟ باز مرغ دام کیست؟

عیب‌گویی‌های آن آتش‌بیان می‌سوزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم
  2. شمارهٔ ۴۵۴همیشه گریه تلخی در آستین دارم
  3. شمارهٔ ۴۵۵تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم
  4. شمارهٔ ۴۵۶مبین به رد و قبولم که نیکخواه توام
  5. شمارهٔ ۴۵۷ما برق جای نور به کاشانه برده‌ایم
  6. شمارهٔ ۴۵۸یک گلیم، اما به رتبت چون خُم و پیمانه‌ایم
  7. شمارهٔ ۴۵۹ساقی به زحمت آمده ام تا به پای خم
  8. شمارهٔ ۴۶۰دهشت از صیدم مکن بی زخم کاری نیستم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.