پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۷

ما برق جای نور به کاشانه برده‌ایم

آتش به پاسبانی پروانه برده‌ایم

بگرفته خواب دیده بخت و امید را

از بس ز وعده‌های تو افسانه برده‌ایم

با ما اگر خدای کند دشمنی به جاست

کز آشنا پناه به بیگانه برده‌ایم

این گوشمال درخور ما هست از فراق

نام جدایی تو دلیرانه برده‌ایم

مستیم، آنچنان که به قصد هلاک خویش

خنجر به خصم و سنگ به دیوانه برده‌ایم

از سایه خودیم رمان ما رمیدگان

کز کنج خانه گنج به ویرانه برده‌ایم

حرفی بگو، بپرس، «نظیری» چه محرمی است

حسرت به آشناییی بیگانه برده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۹ساقی به زحمت آمده ام تا به پای خم
  2. شمارهٔ ۴۶۰دهشت از صیدم مکن بی زخم کاری نیستم
  3. شمارهٔ ۴۶۱دست در طره آشفته یاری نزدیم
  4. شمارهٔ ۴۶۲کنم بی باده بدمستی که سودایی دگر دارم
  5. شمارهٔ ۴۶۳عشق تو شیرازه اجزای من
  6. شمارهٔ ۴۶۴نه مراست حسن خصلی به عیار سربلندان
  7. شمارهٔ ۴۶۵پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن
  8. شمارهٔ ۴۶۶صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.