پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

دست در طره آشفته یاری نزدیم

یادگاری گرهی بر سر تاری نزدیم

شرممان باد که مشهور جهانیم به عشق

نشدیم آتش و برقی به دیاری نزدیم

در ره دوست چو خاشاک دوا ریخته اند

بر سر آبله ای نشتر خاری نزدیم

کرد صد سالک چالاک برین راه گذر

دست در حلقه فتراک سواری نزدیم

همه را زشتی و زیبایی ما در نظر است

بخیه ای بر طرف پرده کاری نزدیم

هرچه دادند و گرفتند در آن کوی نکوست

بر ترازو و محک وزن و عیاری نزدیم

خلوت انس «نظیری » نبود روزی ما

حلقه‌ای بر در دل در شب تاری نزدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳عشق تو شیرازه اجزای من
  2. شمارهٔ ۴۶۴نه مراست حسن خصلی به عیار سربلندان
  3. شمارهٔ ۴۶۵پیش بنشین ساغری بستان و طبع آزاد کن
  4. شمارهٔ ۴۶۶صد غم ز غم پیاله ستاند به یاد من
  5. شمارهٔ ۴۶۷درمان ضعف دل به لب نوشخند کن
  6. شمارهٔ ۴۶۸نوش می‌ریزد حدیثت در گزند خویشتن
  7. شمارهٔ ۴۶۹بسی الطاف و احسان کرد حیرانم چه دید از من
  8. شمارهٔ ۴۷۰منه به رنگ جهان دل، دی و بهاران بین
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.