پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۹

بسی الطاف و احسان کرد حیرانم چه دید از من

گلم را خود سرشت و عشق خود را آفرید از من

عنایت‌های پنهانیش را گویم معاذالله

به جز از دیگری یوسف که نتوانی خرید از من

خیال او لبالب کرد بیرون و درونم را

به صد شمشیر نتوان یک سر مو را برید از من

سخن شوریده می‌آید نمی‌دانم چه می‌گویم

ترش می‌بینم آن رو را مگر حرفی شنید از من

بهاری بر سرم بگذاشت و تخمی از گلم نشکفت

همان خاکم که دایم خار کلفت می‌دمید از من

تقاضا بر تقاضا چون توانم لب فروبستن

در هفت آسمان را عشق می‌خواهد کلید از من

ز دیگر کشتگان خود را به خون غلتیده‌تر خواهم

که در روز جزا مظلوم‌تر نبود شهید از من

به محشر هرکسی کاری و هر یاری و بازاری

من و آهوی صحرایی که دایم می‌رمید از من

«نظیری» بس ازین آه و فغان دل‌خراش آخر

به مردم تا به کی آزار دل خواهد رسید از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۱دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن
  2. شمارهٔ ۴۷۲دلم شد زودرنج آزار او کن
  3. شمارهٔ ۴۷۳به گریه در دل تو گر اثر توان کردن
  4. شمارهٔ ۴۷۴چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن
  5. شمارهٔ ۴۷۵می دود حاجت به راه خواهش از دنبال من
  6. شمارهٔ ۴۷۶ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
  7. شمارهٔ ۴۷۷مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن
  8. شمارهٔ ۴۷۸با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.