پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن

بنشسته ام اندوهگین در انتظار خویشتن

گر از عیار حال خود در مجلس اظهاری کنم

ساز از مقام خود فتد من از عیار خویشتن

مشرب مصاحب می کند ورنه تفاوت بی حدست

تو مست حسن و ناز خود من در خمار خویشتن

تا رفتم از کوی مغان در من غریبی کار کرد

هرگز نمی آید مرا یاد دیار خویشتن

توفیق اگر یاری کند در زهد خشک آتش زنم

زاب ورع سوز آورم رنگی به کار خویشتن

سیلاب مستی سر دهم تا بیخ هستی برکند

یک بارگی فارغ شوم از خار خار خویشتن

گر بر سر صلح آورد روزی پشیمانی تو را

چندان بگریم کز دلت شویم غبار خویشتن

گر پیش می خواندی مراد ذوق مرا می یافتی

نقش خرابی مانده ام از یادگار خویشتن

آن شب که در خون خفته ام دانم شب آسودگی است

کم روز راحت دیده ام از روزگار خویشتن

یک روز برقع برفکن انصاف مشتاقان بده

خلق جهان را کرده ای امیدوار خویشتن

معشوق و عاشق را به هم نازی «نظیری» لازم است

دشمن نمی‌باشد کسی با دوستدار خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳به گریه در دل تو گر اثر توان کردن
  2. شمارهٔ ۴۷۴چه خوشست از دو یکدل سر حرف باز کردن
  3. شمارهٔ ۴۷۵می دود حاجت به راه خواهش از دنبال من
  4. شمارهٔ ۴۷۶ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
  5. شمارهٔ ۴۷۷مردانه قماری کن دستی به دو عالم زن
  6. شمارهٔ ۴۷۸با مسلمان زادگان تا کی دل و جان باختن
  7. شمارهٔ ۴۷۹بیمار بی‌دردی دلا درمان نخواهی یافتن
  8. شمارهٔ ۴۸۰غم از دل بر کران نتوان نهادن
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.