پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

هنر در شست و ناوک در کف و زه بر کمان دارم

ولی بر دست و بازو از وفا بندی گران دارم

ز ایمای عزیزان همتی در کار می خواهم

خدنگی بر کمان پیوسته چشمی بر نشان دارم

به وصلش تا رسم صد بار بر خاک افکند شوقم

که نو پروازم و شاخ بلندی آشیان دارم

اگر مستم اگر هشیار دستان سنج دیرینم

ز گل بر هر سر شاخی هزاران داستان دارم

زبان شوریده عشق است گفتارش نمی فهمی

بخوان از چهره ام رازی که با او در میان دارم

کف پایی نخواهد رنجه شد در بزم مغروران

اگر یک دم رخی پامال خاک آستان دارم

«نظیری» خوش دلت، با غمزه‌ای داد و ستد داری

درین سودا شریکم با تو گر صد جان زیان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم
  2. شمارهٔ ۴۵۱ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم
  3. شمارهٔ ۴۵۲رخ نما تا رونما جان آوریم
  4. شمارهٔ ۴۵۳به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم
  5. شمارهٔ ۴۵۴همیشه گریه تلخی در آستین دارم
  6. شمارهٔ ۴۵۵تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم
  7. شمارهٔ ۴۵۶مبین به رد و قبولم که نیکخواه توام
  8. شمارهٔ ۴۵۷ما برق جای نور به کاشانه برده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.