پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۹

شکوه نقصان داشت فصلی از میان انداختم

نرخ ارزان بود کالا در دکان انداختم

از کفم سررشته گفتار بیرون رفته بود

هر گره کز دل گشادم بر زبان انداختم

تا مگر این بخت سرکش زودتر جایی رسد

هر کجا ره شد نگون از کف عنان انداختم

راهبر دلال کالا بود و رهزن مشتری

در میان راه بار کاروان انداختم

ساخت نوعی جذبه کارم را که معلومم نشد

کی صنم از جیب و زنار از میان انداختم

ثابت اندازی ز صافی نظر شد ورنه من

بی پر و پیکان خدنگی بر نشان انداختم

طعم حنظل را به عادت راست کردم در مذاق

من که شکر را ز تلخی از دهان انداختم

شمع را گفتم: چرا منظور هر محفل شدی؟

گفت: از بالا نظر بر آستان انداختم

در پناه گریه و عجزم «نظیری » بعد ازین

جعبه خالی کرده بر دشمن کمان انداختم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۱ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم
  2. شمارهٔ ۴۵۲رخ نما تا رونما جان آوریم
  3. شمارهٔ ۴۵۳به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدوم
  4. شمارهٔ ۴۵۴همیشه گریه تلخی در آستین دارم
  5. شمارهٔ ۴۵۵تا به کی از کثرت غم روی بر زانو نهم
  6. شمارهٔ ۴۵۶مبین به رد و قبولم که نیکخواه توام
  7. شمارهٔ ۴۵۷ما برق جای نور به کاشانه برده‌ایم
  8. شمارهٔ ۴۵۸یک گلیم، اما به رتبت چون خُم و پیمانه‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.