پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

خاک دیگر بر سر مژگان بی‌غم می‌کنم

دست دل می‌گیرم و دریوزهٔ غم می‌کنم

در تن از آسودگی خونابه دل تیره شد

می‌شکافم سینه و الماس مرهم می‌کنم

بی‌غمم بی‌غم، ز من ای دردناکان الحذر

مهر از افلاک و تأثیر از دعا کم می‌کنم

در دل بی‌لذت من یک سر مو درد نیست

از کدورت سور را با آنکه ماتم می‌کنم

جز پریشانی نمی‌آرد دماغ از کار من

از سحر تا شب حساب زلف درهم می‌کنم

سنگ را در دل گره شد گریه از بی‌دردیم

خنده از بی‌غیرتی بر اهل عالم می‌کنم

وصل را خواهم «نظیری» طوق در گردن نهاد

دست دل در گردن شوق کسی خم می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴تا از قضای دشت به گلشن فتاده ام
  2. شمارهٔ ۴۴۵ز خیل نغمه‌سنجان رفتم و طرز کهن بردم
  3. شمارهٔ ۴۴۶سخن دوست گران بود فراوان کردم
  4. شمارهٔ ۴۴۷مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم
  5. شمارهٔ ۴۴۸هنر در شست و ناوک در کف و زه بر کمان دارم
  6. شمارهٔ ۴۴۹شکوه نقصان داشت فصلی از میان انداختم
  7. شمارهٔ ۴۵۰کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتم
  8. شمارهٔ ۴۵۱ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.