پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۳

روزی که برد بادم چون خاک به هر سوئی

هر ذرهٔ خاکم را باشد ز وفا بوئی

دیدن به تو نتوانم زیرا که نمی‌افتد

این چشم سیه رویم در خورد چنان روئی

تا باد به کوی تو آرد من خاکی را

چون گَرد همی‌گردم سرگشته به هر کوئی

رخ جانب محرابی در وقت سجود آرند

من سجده نمی‌آرم جز در خم ابروئی

تا برکشدم از دل بار غم هجران را

هر تیر تو می‌گردد در سینه ترازوئی

تا سرو قدت خوش، بر آب روان سازد

از دیده روان کردم بر خاک درت جوئی

ناصر ز غمت موئی گشته‌ست، ولی هرگز

دیدی که گران آید بر هر دو جهان موئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۵به چشمه‌های دو چشمم در آی چون ماهی
  2. شمارهٔ ۶۳۶ای حسن تو آئینهٔ انوار الهی
  3. شمارهٔ ۶۳۷سپهر حسن را دانم که ماهی
  4. شمارهٔ ۶۳۸شرفی باشد اگر چون تو مبارک ماهی
  5. شمارهٔ ۶۳۹ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.