پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۵

به چشمه‌های دو چشمم در آی چون ماهی

که دام زلف تو بگرفت ماه تا ماهی

صبا به کوی تو می‌رفت و جان در آن تدبیر

که چون موافقت او کند به همراهی

دلم ربودی و دیگر اگر بخواهی دل

روان به جای دلت جان دهم که دل خواهی

ز شام تا به سحر دیده خون دل ریزد

ز دل عجب نبود نالهٔ سحرگاهی

رقیب اگر چه فرشته است در نمی‌گنجد

میان ما و تو در وقت لی مع اللهی

بپوش زلت و نقصان من به دامن عفو

من از کمال تو آگه نی‌ام، تو آگاهی

ز وصل دانهٔ خالش طمع ببُر ناصر

که عمر رفت به باد و چو کاه می‌کاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۷سپهر حسن را دانم که ماهی
  2. شمارهٔ ۶۳۸شرفی باشد اگر چون تو مبارک ماهی
  3. شمارهٔ ۶۳۹ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.