پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۶

ای حسن تو آئینهٔ انوار الهی

اوصاف جمال تو ندانند کماهی

خوبان جهان جمله چراغند و تو نوری

غلمان جنان جمله غلامند و تو شاهی

در دیدهٔ من راز تو پوشیده نماند

چون مردمک دیده به خون داد گواهی

گر سوی توام دست دهد نامه نوشتن

ز انگشت قلم سازم و از دیده سیاهی

چشمم به تو روشن شد و مجلس ز تو گلشن

با شمع بگو تا بنشیند که تو ماهی

از کوی تو من باز نیایم به ملامت

دُردی کش عشق تو نترسد ز مناهی

گر جور کنی از تو به سوی تو گریزم

غیر از تو کسی نیست مرا هم تو پناهی

از دیدهٔ ناصر نشود نقش تو غایب

خوش چشمهٔ آبی‌ست که دارد چو تو ماهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۸شرفی باشد اگر چون تو مبارک ماهی
  2. شمارهٔ ۶۳۹ای ز ما وصف تو در مستی خیال انگیختن
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.