پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸

شرفی باشد اگر چون تو مبارک ماهی

به سوی منزل ما میل کند ناگاهی

ترسم از آه من آئینهٔ تو تیره شود

تیرها خوردم و از سهم نکردم آهی

گر ز غم روی به دیوار عدم آوردم

خرمن گل نخورد غصهٔ برگ کاهی

پیش اسب تو از آن پیل نهد رخ بر خاک

که چو تو عرصهٔ آفاق ندارد شاهی

اگر از صحبت ما یار کراهت دارد

یاری آن است که ما را نبود اکراهی

می‌رود باد صبا بر سر کویش گستاخ

برو ای جان که نیابی به از این همراهی

ناصر آگاه شو از غفلت اگر داری عشق

عاشقی ره نبرد جز به دل‌ آگاهی

پایان غزلیات

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.