پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

رباعیات

شمارهٔ ۱۱

سبب نظم رباعی اینست: عبدالرحمن بکاول برادر جاوم بی اتالیق محرمی داشته که او را خواجه بامیر می گفته اند ملا این رباعی را به او گفته اند.

در کوی تو خویش را عدم فرض کنم

صد جان دگر به پای تو قرض کنم

عمریست به حال من نمی پردازی

از دست تو با میر روم عرض کنم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۳ - اسبیاتسبب نظم این رباعیات: در زمانی که رحیم بی یوز ولد باقی بی یوز حاکم ولایت سمرقند شده بوده به ملا خطی فرستاده که به جانب ما سیر کنید. ملا از آنجا تا به ولایت سمرقند رفته اند. رحیم بی به ملا اسپی انعام کرده بوده این رباعیات را در صفت همان اسپ ملا گفته این است
  2. شمارهٔ ۱۴ - اسبیاتاسپی دارم که دم علم می سازد
  3. شمارهٔ ۱۵ - اسبیاتاسپی دارم کز غمش سوخته ام
  4. شمارهٔ ۱۶ - اسبیاتاسپی که به آب و علفش پروردم
  5. شمارهٔ ۱۷ای آنکه تویی حیات ما باعث بود
  6. شمارهٔ ۱۸صاحب جاها چشم سحرخیز به توست
  7. شمارهٔ ۱۹شاها نفست مسیح را دم بخشید
  8. شمارهٔ ۲۰ای قبله زخدمتت بسی مهجورم
همه‌ی رباعیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.