پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

رباعیات

شمارهٔ ۱۸

صاحب جاها چشم سحرخیز به توست

عمر خضر و دولت پرویز به توست

تب از بدنت عرق شد و ریخت به خاک

از بس که دعای شمس تبریز به توست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۰ای قبله زخدمتت بسی مهجورم
  2. شمارهٔ ۲۱اعدای تو را خاک بود مأوایش
  3. شمارهٔ ۲۲شاها همه خلق بنده همت تو
  4. شمارهٔ ۲۳شاها بودم نشسته در خلوت خود
  5. شمارهٔ ۲۴ای شاه چراغ بزمت افروخته اند
  6. شمارهٔ ۲۵ای شاه چو سرو باغ یکتا شده ام
  7. شمارهٔ ۲۶ای شسته به مشک تر دهان قلمت
  8. شمارهٔ ۲۷صاحب جاها تویی رفیع الدرجات
همه‌ی رباعیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.