پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

رباعیات

شمارهٔ ۱۵ - اسبیات

اسپی دارم کز غمش سوخته ام

با عیب سراپاش نظر دوخته ام

گفتم که به صاحبش روم رد سازم

گفتا که به کل عیب بفروخته ام

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۷ای آنکه تویی حیات ما باعث بود
  2. شمارهٔ ۱۸صاحب جاها چشم سحرخیز به توست
  3. شمارهٔ ۱۹شاها نفست مسیح را دم بخشید
  4. شمارهٔ ۲۰ای قبله زخدمتت بسی مهجورم
  5. شمارهٔ ۲۱اعدای تو را خاک بود مأوایش
  6. شمارهٔ ۲۲شاها همه خلق بنده همت تو
  7. شمارهٔ ۲۳شاها بودم نشسته در خلوت خود
  8. شمارهٔ ۲۴ای شاه چراغ بزمت افروخته اند
همه‌ی رباعیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.