پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

رباعیات

شمارهٔ ۱۰

سبب نظم رباعی اینست: زر چه بی دیوان بیگی محرمی داشته که او را خواجه المان می گفته اند؛ ملا این رباعی را به او گفته اند

کارم به یکی بلای جان افتاده

سودا به سرم جهان جهان افتاده

فرزند عزیز من که دل نامش بود

عمریست به دست الامان افتاده

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۲سبب نظم رباعی اینست: در ولایت بخارا خواجه ساقی و خواجه باقی نام دو تماکوفروش بوده اند. ملا این رباعی را به آنها گفته اند؛ رباعی اینست
  2. شمارهٔ ۱۳ - اسبیاتسبب نظم این رباعیات: در زمانی که رحیم بی یوز ولد باقی بی یوز حاکم ولایت سمرقند شده بوده به ملا خطی فرستاده که به جانب ما سیر کنید. ملا از آنجا تا به ولایت سمرقند رفته اند. رحیم بی به ملا اسپی انعام کرده بوده این رباعیات را در صفت همان اسپ ملا گفته این است
  3. شمارهٔ ۱۴ - اسبیاتاسپی دارم که دم علم می سازد
  4. شمارهٔ ۱۵ - اسبیاتاسپی دارم کز غمش سوخته ام
  5. شمارهٔ ۱۶ - اسبیاتاسپی که به آب و علفش پروردم
  6. شمارهٔ ۱۷ای آنکه تویی حیات ما باعث بود
  7. شمارهٔ ۱۸صاحب جاها چشم سحرخیز به توست
  8. شمارهٔ ۱۹شاها نفست مسیح را دم بخشید
همه‌ی رباعیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.