پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۸۹

گفتم که بیا بچشم من درنگریست

من نیز به حال گفتمش کاین دغلیست

گفتا که چه میرمی و اینت با کیست

تو مردهٔ اینی همه ناموس تو چیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۹۱گفتم که دلم آلت و انگاز منست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۹۲گفتند که شش جهت همه نور خداست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۹۳گفتی چونی بنده چنانست که هست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹۴گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
  5. رباعی شمارهٔ ۳۹۵کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹۶کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۹۷گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
  8. رباعی شمارهٔ ۳۹۸گویند که صاحب فنون عقل کل است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.