پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹۷

گویند بیا به باغ کانجا لاغ است

نی زحمت نزهت و نه بانگ زاغ است

اندر دل من رنگرز صباغست

کاندر پر هر زاغ از او صد باغ است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۹۹گویند که عشق عاقبت تسکین است
  2. رباعی شمارهٔ ۴۰۰گویند مرا که این همه درد چراست
  3. رباعی شمارهٔ ۴۰۱لطف تو جهانی و قرانی افراشت
  4. رباعی شمارهٔ ۴۰۲ما را به جز این زبان ، زبانی دگر است
  5. رباعی شمارهٔ ۴۰۳ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
  6. رباعی شمارهٔ ۴۰۴ما عاشق عشقیم که عشق است نجات
  7. رباعی شمارهٔ ۴۰۵ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است
  8. رباعی شمارهٔ ۴۰۶ماه عید است و خلق زیر و زبر است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.