پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹۱

گفتم که دلم آلت و انگاز منست

مانند رباب دل هم‌آواز منست

خود ایندل من یار کسی دیگر بود

من میگفتم مگر که همباز منست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۹۳گفتی چونی بنده چنانست که هست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۹۴گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
  3. رباعی شمارهٔ ۳۹۵کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹۶کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۹۷گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹۸گویند که صاحب فنون عقل کل است
  7. رباعی شمارهٔ ۳۹۹گویند که عشق عاقبت تسکین است
  8. رباعی شمارهٔ ۴۰۰گویند مرا که این همه درد چراست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.