پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۹۳

گفتی چونی بنده چنانست که هست

سودای تو بر سر است و سر بر سر دست

میگردد آن چیز بگرد سر من

نامش نتوان گفت ولیکن چه خوش است

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۹۵کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۹۶کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۹۷گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹۸گویند که صاحب فنون عقل کل است
  5. رباعی شمارهٔ ۳۹۹گویند که عشق عاقبت تسکین است
  6. رباعی شمارهٔ ۴۰۰گویند مرا که این همه درد چراست
  7. رباعی شمارهٔ ۴۰۱لطف تو جهانی و قرانی افراشت
  8. رباعی شمارهٔ ۴۰۲ما را به جز این زبان ، زبانی دگر است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.