پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۸۶

گفتم چشمم که هست خاک کویت

پرآب مدار بی‌رخ نیکویت

گفتا که نه بس بود که در دولت من

از من همه عمر باشد آب رویت

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۸۸گفتم عشقت مرا بت و خویش منست
  2. رباعی شمارهٔ ۳۸۹گفتم که بیا بچشم من درنگریست
  3. رباعی شمارهٔ ۳۹۰گفتند که دل دگر هوائی می‌پخت
  4. رباعی شمارهٔ ۳۹۱گفتم که دلم آلت و انگاز منست
  5. رباعی شمارهٔ ۳۹۲گفتند که شش جهت همه نور خداست
  6. رباعی شمارهٔ ۳۹۳گفتی چونی بنده چنانست که هست
  7. رباعی شمارهٔ ۳۹۴گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
  8. رباعی شمارهٔ ۳۹۵کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.