پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۱

بیا ای زیرک و بر گول می‌خند

بیا ای راه دان بر غول می‌خند

چو در سلطان بی‌علت رسیدی

هلا بر علت و معلول می‌خند

اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر

برو بر خاذل و مخذول می‌خند

چو مرده مرده‌ای را کرد معزول

تو خوش بر عازل و معزول می‌خند

مثال محتلم پندار عزلش

تو هم بر فاعل و مفعول می‌خند

یکی در خواب حاصل کرد ملکی

برو بر حاصل و محصول می‌خند

سؤالی گفت کوری پیش کری

دلا بر سائل و مسول می‌خند

وگر گوید فروشستم فلان را

هلا بر غاسل و مغسول می‌خند

چو نقدت دست داد از نقل بس کن

خمش بر ناقل و منقول می‌خند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۳توی نقشی که جان‌ها برنتابد
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۴دلی دارم که گرد غم نگردد
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۵خنک جانی که او یاری پسندد
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۶چمن جز عشق تو کاری ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۷سماع صوفیان می درنگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۸رجب بیرون شد و شعبان درآمد
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۹چو شب شد جملگان در خواب رفتند
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۰پریر آن چهره یارم چه خوش بود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.