پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۵

ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟

الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟

الا ای قادر قاهر! ز تن پنهان به دل ظاهر

زهی پیدای پنهانم تو را خانه کجا باشد؟

تو گویی خانهٔ خاقان بود دل‌های مشتاقان

مرا دل نیست ای جانم! تو را خانه کجا باشد؟

بود مه سایه را دایه به مه چون می‌رسد سایه

بگو «ای مه! نمی‌دانم تو را خانه کجا باشد»

نشان ماه می‌دیدم به صد خانه بگردیدم

از این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۷چو برقی می‌جهد چیزی عجب آن دلستان باشد
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۸مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۹دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۰صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۱مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۲اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۳رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۴یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.