پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۸

در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست

دمی عظیم نهان‌ست و در حجاب خداست

ز چنگ سخت عجیب‌ست آن ترنگ ترنگ

چه‌هاست نعره برآورده کان چه‌هاست چه‌هاست

شراب لعل بیاورد شاه کاین رکنی‌ست

خمش که وقت جنون و نه وقت کشف غطاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۰مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۱جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۴به شاه نهانی رسیدی که نوشت
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۵اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۶طرب ای بحر اصل آب حیات
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷صوفیان آمدند از چپ و راست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.