پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۵

اگر مر تو را صلح آهنگ نیست

مرا با تو ای جان سر جنگ نیست

تو در جنگ آیی روم من به صلح

خدای جهان را جهان تنگ نیست

جهانیست جنگ و جهانیست صلح

جهان معانی به فرسنگ نیست

هم آب و هم آتش برادر بدند

ببین اصل هر دو به جز سنگ نیست

که بی این دو عالم ندارد نظام

اگر روم خوبست بی‌زنگ نیست

مرا عقل صد بار پیغام داد

خمش کن که فخرست آن ننگ نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۷صوفیان آمدند از چپ و راست
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۸فعل نیکان محرض نیکیست
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۹عشق جز دولت و عنایت نیست
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۰قبله امروز جز شهنشه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۱امشب از چشم و مغز خواب گریخت
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۲اندرآ عیش بی‌تو شادان نیست
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۳بر شکرت جمع مگس‌ها چراست؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۴خیز که امروز جهان آن ماست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.