پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲

اندرآ عیش بی‌تو شادان نیست

کیست کو بنده تو از جان نیست

ای تو در جان چو جان ما در تن

سخت پنهان ولیک پنهان نیست

دست بر هر کجا نهی جانست

دست بر جان نهادن آسان نیست

جان که صافی شدست در قالب

جز که آیینه دار جانان نیست

جمع شد آفتاب و مه این دم

وقت افسانه پریشان نیست

مستی افزون شدست و می‌ترسم

کاین سخن را مجال جولان نیست

دست نه بر دهان من تا من

آن نگویم چو گفت را آن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴خیز که امروز جهان آن ماست
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵پیشتر آ روی تو جز نور نیست
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶کار من اینست که کاریم نیست
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷کیست که او بنده رای تو نیست
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸شیر خدا بند گسستن گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۹مرغ دلم باز پریدن گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰باز به بط گفت که «صحرا خوشست»
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱همچو گل سرخ بُرو دست دست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.