پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵

پیشتر آ روی تو جز نور نیست

کیست که از عشق تو مخمور نیست

نی غلطم در طلب جان جان

پیش میا پس به مرو دور نیست

طلعت خورشید کجا برنتافت

ماه بر کیست که مشهور نیست

پرده اندیشه جز اندیشه نیست

ترک کن اندیشه که مستور نیست

ای شکری دور ز وهم مگس

وی عسلی کز تن زنبور نیست

هر که خورد غصه و غم بعد از این

با رخ چون ماه تو معذور نیست

هر دل بی‌عشق اگر پادشاست

جز کفن اطلس و جز گور نیست

تابش اندیشه هر منکری

مقت خدا بیند اگر کور نیست

پیر و جوان کو خورد آب حیات

مرگ بر او نافذ و میسور نیست

پرده حق خواست شدن ماه و خور

عشق شناسید که او حور نیست

مفخر تبریز توی شمس دین

گفتن اسرار تو دستور نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۷کیست که او بنده رای تو نیست
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۸شیر خدا بند گسستن گرفت
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۹مرغ دلم باز پریدن گرفت
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰باز به بط گفت که «صحرا خوشست»
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱همچو گل سرخ بُرو دست دست
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۲صبر مرا آینه بیماری است
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳کیست در این شهر که او مست نیست
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۴قصد سرم داری خنجر به مشت
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.