پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۳

کیست در این شهر که او مست نیست

کیست در این دور کز این دست نیست

کیست که از دمدمه روح قدس

حامله چون مریم آبست نیست

کیست که هر ساعت پنجاه بار

بسته آن طره چون شست نیست

چیست در آن مجلس بالای چرخ

از می و شاهد که در این پست نیست

می‌نهلد می که خرد دم زند

تا بنگویند که پیوست نیست

جان بر او بسته شد و لنگ ماند

زانک از این جاش برون جست نیست

بوالعجب بوالعجبان را نگر

هیچ تو دیدی که کسی هست نیست

برپرد آن دل که پرش شه شکست

بر سر این چرخ کش اشکست نیست

نیست شو و واره از این گفت و گوی

کیست کز این ناطقه وارست نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۵خانه دل باز کبوتر گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۶بازرسیدیم ز میخانه مست
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۷ای ز بِگَه خاسته سر مست مست
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۸نفسی بهوی الحبیب فارت
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۹ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۰ای مبارک ز تو صبوح و صباح
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۱یا راهبا انظر الی مصباح
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۲ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.