پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۸

نفسی بهوی الحبیب فارت

لما رات الکوس دارت

مدت یدها الی رحیق

و النفس بنوره استنارت

لما شربته نفس و ترا

خفت و تصاعدت و طارت

لاقت قمرا اذا تجلی

الشمس من الحیا توارت

جادت بالروح حین لاقت

لا التفتت و لا استشارت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۰ای مبارک ز تو صبوح و صباح
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۱یا راهبا انظر الی مصباح
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۲ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۳ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۴بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۵بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۶ای لولیان ای لولیان یک لولی‌یی دیوانه شد
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۷گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.