پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲

ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

آن مهی نی کو بود بالای چرخ

تو ز چرخی با تو می‌گویم ز چرخ

ور نه این خورشید را چه جای چرخ

زهره را دیدم همی‌زد چنگ دوش

ای همه چون دوش ما شب‌های چرخ

جان من با اختران آسمان

رقص رقصان گشته در پهنای چرخ

در فراق آفتاب جان ببین

از شفق پرخون شده سیمای چرخ

سر فروکن یک دمی از بام چرخ

تا زنم من چرخ‌ها در پای چرخ

سنگ از خورشید شد یاقوت و لعل

چشم از خورشید شد بینای چرخ

ماه خود بر آسمان دیگرست

عکس آن ماهست در دریای چرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۴بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۵بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶ای لولیان ای لولیان یک لولی‌یی دیوانه شد
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۷گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسد
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۱صوفی چرا هُشیار شد؟ ساقی چرا بیکار شد؟
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.