پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۷

ای ز بِگَه خاسته سر مست مست

مستِ شرابی و شرابِ الست

عشق رسانید تو را همچو جام

از برِ ما تا برِ خود دست دست

بازوی تو قوس خدا یافت یافت

تیر تو از چرخ برون جَست جَست

هر گُهری کان ز خزینهٔ خداست

در دو لبِ لعلِ تو آن هست هست

فاش شد این عشقِ تو بی‌قصد ما

بند بدرید ز دل جَست جَست

فاش شد آن راز که در نیم شب

زیر زبان گفته بُدَم پست پست

کِرم خورد چوب و بروید ز چوب

عشق ز من رُست و مرا خَست خَست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۹ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۰ای مبارک ز تو صبوح و صباح
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۱یا راهبا انظر الی مصباح
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۲ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۳ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۴بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۵بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۶ای لولیان ای لولیان یک لولی‌یی دیوانه شد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.