پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶

بازرسیدیم ز میخانه مست

بازرهیدیم ز بالا و پست

جمله مستان خوش و رقصان شدند

دست زنید ای صنمان دست دست

ماهی و دریا همه مستی کنند

چونک سر زلف تو افتاده شست

زیر و زبر گشت خرابات ما

خنب نگون گشت و قرابه شکست

پیر خرابات چو آن شور دید

بر سر بام آمد و از بام جست

جوش برآورد یکی می کز او

هست شود نیست شود نیست هست

شیشه چو بشکست و به هر سوی ریخت

چند کف پای حریفان که خست

آن که سر از پای نداند کجاست

مست فتادست به کوی الست

باده پرستان همه در عشرتند

تنتن تنتن شنو ای تن پرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۸نفسی بهوی الحبیب فارت
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰ای مبارک ز تو صبوح و صباح
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۱یا راهبا انظر الی مصباح
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۲ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۳ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۴بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۵بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.