پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۰

قبله امروز جز شهنشه نیست

هر که آید به در بگو ره نیست

عذر گو وز بهانه آگه باش

همه خفتند و یک کس آگه نیست

نگذارد نه کوته و نه دراز

آتشی کو دراز و کوته نیست

در چَهِ طبع تو خیالاتست

یوسفی بی‌خیال در چه نیست

چون که گندم رسید مغز آکند

همره ماست و همره که نیست

پاره پاره کند یکایک را

عشق آن یک که پاره ده نیست

گه گهی می‌کشند گوش تو را

سوی آن عالمی که گه گه نیست

شمس تبریز شاه ترکانست

رو به صحرا که شه به خرگه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۲اندرآ عیش بی‌تو شادان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۳بر شکرت جمع مگس‌ها چراست؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۴خیز که امروز جهان آن ماست
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۵پیشتر آ روی تو جز نور نیست
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۶کار من اینست که کاریم نیست
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۷کیست که او بنده رای تو نیست
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۸شیر خدا بند گسستن گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۹مرغ دلم باز پریدن گرفت
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.