پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰

ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست

در شکرینه یقین سرکهٔ انکار نیست

گر چه تو خون‌خواره‌ای، رهزن و عیاره‌ای

قبلهٔ ما غیر آن دلبرِ عیار نیست

کانِ شکرهاست او، مستیِ سرهاست او

ره نبَرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست

هر که دلی داشتَست بندهٔ دلبر شدَست

هر که ندارد دلی طالب دلدار نیست

کَل چه کند شانه را؟ چونک ورا موی نیست

پود چه کار آیدش؟ آنک ورا تار نیست

با سر میدان چه کار؟ آن که بود خرسوار

تا چه کند صیرفی؟ هر کش دینار نیست

جان کلیم و خلیل جانب آتش دوان

نار نماید در او جز گل و گلزار نیست

ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو

رنگ شب تیره را تاب مه یار نیست

ای غم پُرخار رو، در دل غم‌خوار رو

نُقل بخیلانه‌ات طعمهٔ خمار نیست

حلقهٔ غین تو تَنگ، میمت از آن تَنگ‌تر

تَنگ‌متاعِ تو را عشق خریدار نیست

ای غمِ شادی‌شکن پُر شکرست این دهن

کز شکرآکندگی ممکنِ گفتار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۲کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۳هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۷ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.