پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶

باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست

گرچه غلط می‌دهد نیست غلط اوست اوست

گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود

تعبیه‌های عجب یار مرا خوست خوست

نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند

پشت ندارد چو شمع او همگی روست روست

پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار

مغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست

هر کی به جد تمام در هوس ماست ماست

هر کی چو سیل روان در طلب جوست جوست

از هوس عشق او باغ پر از بلبل‌ست

وز گل رخسار او مغز پر از بوست بوست

مفخر تبریزیان شمس حق آگه بود

کز غم عشق این تنم بر مثل موست موست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۰ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۱پیش چنین ماه‌رو گیج شدن واجبست
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۲کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۳هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۴ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.