پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸

علونا سماء الود من غیر سلم

و هل یهتدی نحو السماء النوائب

ایعلوا ظلام الکون نور و دادنا

و قد جاوز الکونین هذا عجائب

فان فارق الایام بین جسومنا

فوالله ان القلب ما هو غائب

فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی

و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب

علیکم سلامی من صمیم سریرتی

فانی کقلبی او سلامی لائب

و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم

فقلبی مدا عما خلاکم لنائب

جواب لمن قد قال عابد بعلة

اری البعل قد بالت علیه الثعالب

جواب نصیرالدین لیث فضائل

اری الود قد بالت علیه الارانب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۰ابشروا یا قوم هذا فتح باب
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۳آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۴درآ تا خرقهٔ قالب دراندازم همین ساعت
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۶حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی‌حالت
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۷از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.